ابو القاسم سلطانى
353
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
( 2 * ) - الحاوى جلد 20 صفحه 535 ( 3 * ) - جامع المفردات الادويه و الاغذيه ، جلد دوم صفحه 134 ( 4 * ) - اختيارات بديعى صفحه 184 ( 5 * ) - تحفه حكيم مومن صفحه 124 ، مخزن الادويه صفحه 285 Code - 2706 سنجد تلخ Hippophae rhamnoides L . درختچهاى است خاردار به ارتفاع 6 - 2 متر ، شاخهها متعدد ، خاكسترىرنگ از خانواده Elaegnaceae . برگها باريك ، دراز ، بىپايه و بدون دندانه با رگبرگ ميانى ، به درازاى 7 - 3 و پهناى 1 - 3 / 0 سانتيمتر ، سطح روى پهنك به رنگ سبز خاكسترى ، سطح زير برگ نقرهاى و پوشيده از فلسهاى نارنجىرنگ . در پائيز از زيباترين درختچهها است كه منظره آتش طور سينا را تداعى مىكند . گلها كه در اوايل بهار ظاهر مىشوند بسيار كوچك به قطر 3 ميليمتر به رنگ زرد مايل به سبز ، گلهاى نر از بغل برگها بدون پايك با 2 كاسبرگ ، 4 پرچم و بدون جام و گلهاى ماده ، پايكدار به صورت خوشههاى كوتاه هستند . ميوه كوچك ، بيضوى به رنگ زرد نارنجى با طعم ترش و داراى تعدادى دانه محصور در غلاف چوب است . پراكندگى : درخت به حالت وحشى و به وضع انبوه در سواحل ماسهاى مناطق مديترانهاى ، نواحى مختلف اروپا ، آسياى غربى و مركزى رويش دارد و تا مغرب چين و شمال هيماليا امتداد دارد . در ايران در نواحى مختلف البرز ، گچسر ، قرهداغ آذربايجان ، قزوين ، طالقان ، اطراف تهران : كرج ، شهرستانك ، لشگرك و ميگون رويش دارد . تاريخچه : در يونان قديم به عنوان علوفه اسبها از آن استفاده مىكردهاند و گفته شده است كه با مصرف آن موى اسبها درخشان مىشود . به همين مناسبت نام علمى گياه از واژه يونانى Hippos ( - اسب ) و Phaes ( - درخشان ) گرفته شده است . تا قرون وسطى تصور بر اين بود كه ميوههاى آن سمى است ولى تاتارها و اهالى سيبرى همراه با شير و پنير در تغذيه از آن استفاده مىكردهاند . قسمت مورد استفاده : ميوه ، پوست ساقه